ویدئو: انتخابات مشارکت یا تحریم، مناظره ابراهیم نبوی و مجتبی واحدی (به همراه نظرسنجی)

موضوع مناظره آقای واحدی و آقای نبوی شرکت یا تحریم انتخابات ریاست جمهوری ایران است. آقای واحدی به عنوان موافق تحریم و آقای نبوی به عنوان موافق شرکت در انتخابات، دلایل خود را ارائه نمودند.

گفت‌وگوهای این مناظره پیرامون شش موضوع  بود.
تاثیر مشارکت و عدم مشارکت در:
۱- امنیت و مفاسد اجتماعی
۲-آزادی‌های فردی و اجتماعی
۳-اقتصاد، بین‌الملل و تحریم‌ها
۴- شکل‌گیری احتمالی جنبش‌ها
۵- فروپاشی نظام
۶- مشروعیت بخشیدن به نظام

برای اطلاع از جزئیات بیشنر «متن برنامه» را ببینید.

رحیم مشایی: این مردم هستند که باید قضاوت کنند | ولایت فقیه یک نظام سیاسی مستقل نیست

گفت‌وگو از خبرنگار سیاسی ایسنا: اکرم احقاقی

images7 رحیم مشایی: این مردم هستند که باید قضاوت کنند | ولایت فقیه یک نظام سیاسی مستقل نیست  مازندرانی الاصل است، در اوایل پنجمین دهه زندگیش به سر می برد، بنا بر برخی اقوال نام مستعارش در زمان حضور در کردستان اوایل دهه ۶۰ “مرتضی محب الاولیاء”بوده است.

مسوولیت‌های گوناگونی در طول سال‌های پس از انقلاب برعهده داشته است، اما در ۸ سال اخیر، حضورش در میدان سیاست و اجرا چشم گیرتر و البته همراه با حاشیه‌های گوناگون بوده است.

 

رابطه صمیمانه‌ای با رییس دولت دارد و همین رابطه شاید زمینه‌ساز ازدواج دختر و پسر این دو با یکدیگر شد.دوستان دیروز احمدی نژاد در جریان اصولگرا از او بیشترین انتقاد را می‌کنند و به او لقب “لیدر جریان انحرافی” را داده‌اند و تلاش کرده‌اند، بین او و رییس دولت فاصله ایجاد کنند. برای از میدان بدر کردن او شایعه کرده اند با رمال و جن گیر در ارتباط است و احمدی نژاد را با کمک این رمال‌ها سحر کرده است.

 

از او به عنوان عامل بسیاری از تصمیمات رییس جمهور و عزل و نصب‌ها در بدنه دولت یاد می‌شود و معتقدند به دنبال زنده کردن فرهنگ ایرانی است و به همین منظور مکتب ایرانی را مطرح کرده است.اگر چه برخی مدافعان او مکتب ایرانی را ترجمه مکتب تشیع با خاستگاه ایرانی دانسته اند. نسبت به دیگر اعضای دولت رابطه بهتری با هنرمندان دارد، و شاید همین موضوع باعث شده منتقدانش از او به عنوان فردی لیبرال بخصوص در عرصه فرهنگ یاد کنند. همین افراد او را به مخالفت با روحانیت، مرجعیت و ولایت فقیه متهم می‌کنند، در برهه‌ای این مسائل به حدی افزایش پیدا کرد که برخی از مداحان با استفاده از تریبون‌های خود بعضا اقدام به فحاشی علیه او کردند که نتیجه کار شکایت از این مداحان و در نهایت صدور آرایی بود که برخی آن را تعجب آمیز خواندند.

 

از مدت‌ها قبل از او به عنوان کاندیدای احتمالی دولت در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یاد می‌شود ، با توجه به نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات حرف و حدیث‌ها در این زمینه جدی‌تر شده، گرچه دوستان اصولگرای سابق بر رد صلاحیت او از سوی شورای نگهبان تاکید می‌کنند، امری که شاید رییس دولت با اشاره ضمنی ، آن را نسخه پیچی برای شورای نگهبان خواند، اما از طرف دیگر همین منتقدان از او به عنوان یکی از مهمترین رقیبان خود یاد می‌کنند، رقابتی که هنوز وی برای حضور در آن رسما از خود رغبتی نشان نداده است.

 

مشایی که به تازگی به نسبت سنوات گذشته بیشتر در برابر خبرنگاران و عکاسان حضور پیدا می‌کند، در گفت‌وگویی به بسیاری از شبهات پیرامون خود، پاسخ داد.

 

متن کامل گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با اسفندیار رحیم مشایی به شرح ذیل است:

 

رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در مشهد مقدس تاکید بر حضور سلایق مختلف در انتخابات کردند و گفتند که باید جریان‌های مختلف سیاسی در انتخابات حضور پیدا کنند، آقای رییس‌جمهور به تازگی چندین بار در سخنان خود بیان کردند که عده‌ای درصدد هستند سخنان مقام معظم رهبری را تحریف کنند، آقای رییس‌جمهور در این زمینه چه موردی را مشاهده کردند که اینگونه سخن می‌گویند؟

 

 

آقای احمدی‌نژاد حرف‌های آقا را نه تفسیر و نه تعبیر کردند. ایشان گفتند که آقا فرمودند باید حماسه سیاسی ایجاد شود و یکی از جلوه‌های حماسه، انتخابات است. نمی‌توان گفت که در انتخابات درصد کمی از مردم حضور پیدا کنند و آن وقت در طول سال منتظر حماسه باشیم. کجا امکان دارد این حماسه رخ دهد جز انتخابات. یکی از مسائل اصلی در ارتباط با حماسه سیاسی، انتخابات است و این حماسه با حضور مردم صورت می‌گیرد. وقتی که مردم پای صندوق‌های رای می‌آیند و آرای خود را در صندوق‌ها می‌ریزند، این نشان می‌دهد که مردم استقبال کردند، حضور دارند و این یعنی حماسه. برای این‌که این موضوع رخ دهد لازم است تمام جریانات سیاسی که نظام را قبول دارند و در چارچوب نظام هستند، حضور داشته باشند و این صریح بیانات مقام معظم رهبری است و ما نباید در برابر نص اجتهاد کنیم.

 

 

با توجه به این موضوع آقای رییس‌جمهور چرا تاکید دارند که برخی درصدد هستند صحبت‌های مقام معظم رهبری را تعبیر و تفسیر کنند؟ چه چیزی را به صورت عینی مشاهده کردند؟ آیا تحریفی رخ داد؟

 

بله، این اتفاق افتاد؛ چراکه فلان خطیب گفت منظور آقا این نیست که فلان گروه بیاید، یا شخصی در روزنامه‌ای نوشت اگر فلان گروه بیاید ردصلاحیت می‌شود. اینگونه سخنان یعنی نقض صحبت‌های مقام معظم رهبری و آقای احمدی‌نژاد به این موضوع انتقاد دارند و از این جهت انتقاد می‌کنند. ایشان معتقدند که حماسه یک امر تزیینی نیست، یک امر توصیه شده نیست که اگر انجام شود، بهتر است. آقای احمدی‌نژاد معتقدند وقتی که مقام معظم رهبری امسال را سال حماسه سیاسی و اقتصادی نامیدند این بر اساس یک ضرورت نامگذاری شده و باید حتما عینیت پیدا کند. ما برای گذر از شرایط امروز نیازمند حضور باشکوه مردم در انتخابات هستیم و آقای رییس‌جمهور بر اساس نظر رهبری عزیز معتقدند که همه مردم باید در صحنه انتخابات حضور داشته باشند و برای این‌که حضور همه مردم را شاهد باشیم باید جاذبه‌ای در این زمینه وجود داشته باشد؛ چراکه افراد افکار،‌عقاید و اندیشه‌های متفاوت دارند.

 

 

در انتخابات قبلی گرایش‌های مختلف مردم را دیدیم و اکنون نباید کسی به گونه‌ای تحلیل کند و بعد بگوید مردم همین هستند. در انتخابات سال ۸۸ که آقای احمدی‌نژاد نزدیک به ۲۵ میلیون رای داشتند، طرف مقابل هم میلیونی رای داشت، ضمن این‌که باید توجه داشت، جمعیتی نیز در کشور بودند که در انتخابات شرکت نکرده و حضور پیدا نکردند و ما باید همه اینها را حساب کنیم. برای تحقق حماسه اینها همه باید حضور داشته باشند. منظور آقای احمدی‌نژاد منظور خاصی نیست. من معتقدم اگر حامیان دولت حتی در انتخابات کاندیدا داشته باشند و آقای احمدی‌نژاد هم بیاید و بگوید که این آدم و فلان آقا باشد اما یک محدودیت‌هایی برای دیگران ایجاد شود مردم باز هم پای صندوق‌های رای نمی‌آیند و ما در گرفتن نتیجه شکست خواهیم خورد.

 

خوشبختانه امروز چهره احمدی‌نژاد برای مردم شناخته شده است و مردم می‌دانند که او به آرمان‌های مردم و انقلاب وفادار است. مصلحت را تشخیص می‌دهد و به آن پایبند است و اگر حساسیتی به خرج می‌دهد برای این است که تمام آحاد مردم پای صندوق‌های رای بیایند و رییس‌جمهور منتخب رای بالایی داشته باشد. کشور به این موضوع نیاز دارد و این اتفاق باید رخ دهد.

 

 

در عالم سیاست حق هر دولتی است که بخواهد در پایان دوره خود کاندیدایی را معرفی کند و در تلاش باشد که کسی در مسئولیت قرار بگیرد که راه او را ادامه دهد، برخی می‌گویند آقای مشایی کاندیدای دولت است؟ آیا این درست است؟

 

آیا مشایی در این ارتباط چیزی گفته؟ آیا آقای احمدی‌نژاد در این ارتباط چیزی گفته؟ بارها ما گفته‌ایم که دولت اعتقادی ندارد که فضای کشور را انتخاباتی کند و مقام معظم رهبری نیز در ادوار گذشته بر این موضوع تاکید کرده‌اند و ما نیز دلیلی نمی‌بینیم که فضای کشور را در حال حاضر انتخاباتی کنیم. این حس و شور انتخاباتی را باید مردم بسازند، نه این‌که دولت فضا را انتخاباتی کند. در سال ۸۸ نیز سیاست دولت اینگونه بود. حامیان دولت نیز اگر کاندیدایی داشته باشند و آقای احمدی‌نژاد نیز نظری در این ارتباط داشته باشد و یک نفر از دولت بخواهد در این عرصه ثبت‌نام کند، در موقع ثبت‌نام‌ کاندیداها این اقدام انجام می‌شود و در حال حاضر دولت معتقد است که اگر فضا را انتخاباتی کند فرصت خدمت و انگیزه کار از او گرفته می‌شود و این تصور ایجاد می‌شود که هر کاری می‌کند انتخاباتی است، لذا ما در دولت تلاش کردیم از فضای انتخاباتی فاصله بگیریم. در بیرون نیز طبیعی است که اظهارنظرهایی وجود داشته باشد و در محافل سیاسی عده‌ای تحلیل کنند که دولت کاندیدا دارد. چون دولتی است که کار کرده، خدمت کرده و دارای محبوبیت بالایی است.

 

نظر شما در این ارتباط چیست؟

 

اگر من اظهارنظری بکنم این همان انتخاباتی شدن فضاست و این چیزی است که ما به شدت از آن دوری می‌کنیم وگرنه ما مثل سایر مردم نظر داریم، ولی سکوت می‌کنیم که فضا انتخاباتی نشود و اگر شرایطی فراهم شد، نظر خود را نیز بیان می‌کنیم.

 

 

آیا ممکن است که در موقع ثبت‌نام‌ کاندیداها ،آقای احمدی‌نژاد از یک نفر به صورت صریح حمایت کند؟

 

اگر جواب این سوال را اکنون بدهم فضا انتخاباتی می‌شود. اگر در موقع ثبت‌نام‌ کاندیداها یک نفر ثبت‌نام کرد قضیه‌اش جور دیگری است، ولی همانطور که گفتم ما نمی‌خواهیم فضا در حال حاضر انتخاباتی شود. این فضا باید در بین مردم باشد و مردم از شش ماه قبل تقریبا وارد این عرصه و فضا شدند، ولی دولت نباید اینگونه باشد و اگر دولت موضع بگیرد، رسما وارد فضا شده که دولت در حال حاضر از این امر خودداری می‌کند، ولی به یک نکته نیز باید توجه داشت، اگر کسی از اعضای دولت ثبت‌نام کند این به این معنا نخواهد بود که او کاندیدای دولت است؛ چراکه تشکیلات دولت وسیع است و ممکن است از این تشکیلات وسیع یک نفر بخواهد در این عرصه ثبت‌نام کند .

 

 

اما اگر کسی ثبت‌نام کرد و شخص آقای احمدی‌نژاد ، موضع گرفت و از ایشان حمایت کرد این فرد را می‌توان کاندیدای دولت عنوان کرد، ولی همانطور که گفتم اگر ما از همین اکنون بخواهیم موضع‌گیری کنیم، دیگر دولت نمی‌تواند کاری کند و تحرکی داشته باشد و دولت اگر بخواهد موضع‌گیری کند در موقع ثبت‌نام‌ها این کار را انجام می‌دهد.

 

 

چرا در اذهان عمومی این تصور ایجاد شده که مشایی کاندیدای دولت است؟

 

این را چرا از من می‌پرسید، من نمی‌دانم.

 

 

نظر تحلیلگران و اذهان عمومی این است که آقای احمدی‌نژاد اگر بخواهد از فردی حمایت کند آن شخص غیر از مشایی نخواهد بود؟

 

من در رسانه‌ها اسم گزینه‌های مختلف را دیدم که از آنها به عنوان کاندیدای دولت نام برده شده است.

 

 

اما آقای مشایی نفر اول است؟ عده‌ای تحلیل می‌کنند که دولت چند نفر را برای ثبت‌نام کاندیدا خواهد کرد و گزینه اول مشایی خواهد بود و در صورتی که آقای مشایی تایید صلاحیت نشود بر روی دیگر گزینه‌ها مانور خواهد داد؟

 

 

این تحلیلی است که بیان می‌کنند من چه بگویم.

 

 

نگفتید چرا افکار عمومی اینگونه فکر می‌کنند که آقای مشایی کاندیدای دولت است و تمرکز آقای احمدی‌نژاد در این ارتباط بر روی آقای مشایی است؟

 

شما به عنوان کسی که به صورت مرتب با اخبار و تحلیل‌های گوناگون سر کار دارید و در واقع جزء نخبگان جامعه هستید فکر می‌کنید که چرا این تحلیل وجود دارد؟ به عنوان فردی از آحاد جامعه جواب دهید.

 

 

خیلی‌ها می‌گویند رابطه آقای احمدی‌نژاد با مشایی یک رابطه فراتر از مسئولیت کاری است و بسیار عمیق است، تعبیر مراد و مریدی به کار برده می‌شود.

 

 

آیا عمیق بودن یک رابطه دلیلی بر این است که طرف برود رییس‌جمهور بشود؟

 

 

تحلیلگران می‌گویند که آقای احمدی‌نژاد به مشایی اعتماد کامل دارد و اگر بخواهد کسی را انتخاب کند که فعالیت‌های وی را در دور بعد ادامه دهد، وی کسی جز مشایی نخواهد بود و در واقع تعبیر پوتین مدودف را بیان می‌کند، در برابر تعبیر احمدی‌نژاد مشایی.

 

به نظر من هر کس دیگری نیز باشد می‌شود این حرف را در مورد آن زد. احمدی‌نژاد می‌تواند از هر فرد دیگری حمایت کند و با او قرار بگذارد که در دوره بعدتر او کاندیدا شود و این توافق را با او انجام دهد. این چه ربطی به مشایی دارد.

 

 

ولی رابطه‌ای که احمدی‌نژاد با مشایی دارد با دیگران ندارد؟

 

 

این چه ربطی به مدل پوتین مدودف دارد.

 

 

خب، وقتی این مدل پیاده شود احمدی‌نژاد مطمئن خواهد بود که سیاست‌های او ادامه پیدا خواهد کرد و می‌تواند در دولت مشایی معاون اول یا رییس دفتر باشد؟

 

 

ادامه دادن سیاست‌ها اشکالی ندارد و این یک امر طبیعی است، ولی خیلی‌ها می‌توانند این کار را انجام دهند فقط مشایی نیست.

 

 

من جواب سوال شما را دادم، شما نگفتید نظرتان چیست؟ چرا چنین ذهنیتی وجود دارد؟

 

 

من چه بگویم، بگویم نخبگان چنین نظری دارند که البته مطمئن نیستم که نخبگان چنین نظری داشته باشند و اگر چنین چیزی را هم بگویم می‌گویند برای خودش دارد، تبلیغات می‌کند. من اگر راجع به این موضوع اظهارنظر کنم، فردا می‌زنند مشایی برای خودش تبلیغات کرد. من نباید این موضوع را تایید کنم، مردم باید قضاوت کنند و اینهایی که شما گفتید تحلیل است.

 

 

در جریان انتخابات سال ۸۴ خیلی از افراد جریان اصولگرا از آقای احمدی‌نژاد حمایت کردند؟

 

البته برخی حمایت کردند و برخی نیز حمایت نکردند، افراد متفاوتی بودند.

 

بله، افراد متفاوتی بودند، ولی بخش عمده‌ای از جریان اصولگرا حمایت کرد و در پی آن گفتمان ۳ تیر ایجاد شد، ولی وقتی که آقای احمدی‌نژاد رابطه نزدیک‌تری با شما برقرار کرد، گفتند که مشایی باعث فاصله گرفتن ما از احمدی‌نژاد شده و شما را لیدر جریان انحرافی معرفی کردند، چرا از شما به عنوان لیدر جریان انحرافی یاد می‌شود؟

 

 

فرض کنید من راجع به یک چیزی و یا یک موضوعی موضعی داشته باشم و اگر فرد دیگری در چنین حوزه‌ و موضعی نباشد، آیا من باید به او بگویم منحرف؟ آیا این خوب است؟ ما از چه چیزی منحرف شدیم. من تا به حالا هر چه فکر کردم متوجه نشدم که از چه چیزی منحرف شدم. هزار تا اتهام زدند و بعدا معلوم شد که خودشان متهم اعلی برای آن اتهامات هستند. این اتهامات به ما ربطی نداشت، انحراف نیز که می‌گویند یک مساله کلی است. هر چیزی نسبت به چیز دیگری منحرف است. باید بگویند ما از چه چیزی منحرف شدیم.

 

 

همین بحث مکتب ایرانی را مصداق این موضوع عنوان می‌کنند؟

 

 

آنها باید بگویند که ما از چه چیزی انحراف پیدا کردیم، یک واژه و یا یک کلمه دلیل بر انحراف نیست. می‌گویند فلانی این را گفت، آن را گفت، اینجا رفت، آنجا رفت و بعد می‌گویند انحراف. آیا ما هر کلمه‌ای که می‌گوییم انحراف است؟ آنها هزاران اتهام زدند،‌ این اتهامات چه شد؟ بعدا چه کسانی از مصادیق این اتهامات بودند که دیگر اسم آنها را نیز نمی‌گویند. همه رسانه‌ها در طول این سال‌ها در اختیار آنها بوده، از رادیو و تلویزیون گرفته تا رسانه‌های دیگر. آمدند و عکس یکی از نزدیکان رییس‌جمهور که اکنون معاون رییس‌جمهور است، در تلویزیون نمایش دادند و گفتند این فرد دارای تخلفات مالی و اخلاقی است و خلاف نص امام و رهبری عمل کرده است. تلویزیون حق ندارد این کار را بکند، ولی چون زیر فشار قدرت است از دستگاه ملی سوء استفاده می‌کند. روزنامه‌ها نیز که بارها بارها بارها نوشتند، اتهاماتی به ما زده شد، اما نتیجه چه شد. هزاران و صدها هزار بار ما را به مسائل گوناگون متهم کردند و مردم نیز شنیدند، پس چرا اکنون اینقدر نگرانند، مگر برای مردم اطلاع‌رسانی نکردند، برای مردم تبیین نکردند که ما منحرف هستیم و مردم متوجه نشدند که ما منحرف هستیم پس چر اینقدر نگران هستند؟ شما می‌خواهید من چه چیزی را جواب بدهم. کسانی که این مطالب و اتهامات را مطرح کردند، باید جواب بدهند. معتقدم بهترین قضاوت‌کننده مردم هستند و باید دید از نظر مردم چه کسی منحرف است، از آنها سوال کرد. بهترین قضاوت را مردم می‌کنند.

 

 

خیلی از افرادی که در سال ۸۴ از آقای احمدی‌نژاد حمایت کردند و طرفدار گفتمان سوم تیر بودند. اکنون به خاطر نزدیکی احمدی‌نژاد با شما از او حمایت نمی‌کنند و می‌گویند احمدی‌نژاد تحت تاثیر مشایی است و ما دیگر از او حمایت نمی‌کنیم؟

 

این‌که خوب است، چه اشکالی دارد؟ اشکالی ندارد که مثلا یک گروه به هر دلیلی که دلیل آن نیز مهم نیست یک زمانی از فردی حمایت می‌کرده، به آن اعتقاد داشته و بعد به هر دلیلی بگوید که ما می‌خواهیم یک حرف دیگری بزنیم، به نحو دیگری عمل کنیم، اشکالش در چیست. ما استقبال می‌کنیم، احمدی‌نژاد نیز استقبال می‌کند. نخبگان سیاسی و کسانی که اهل حزب،‌گروه و دسته هستند در نقاط مختلف دنیا بر اساس مواضع سیاسی‌شان عمل می‌کنند، اینها مهم نیستند،‌ مهم مردم هستند.

 

 

مهم این است که وقتی ده‌ها میلیون از مردم به فردی رای می‌دهند، رای آنها همسو با مردم است یا نیست. امروز دولت افتخارات بزرگی دارد از همه مهم ترآنکه روی اصول، انقلاب، ارزش‌های اسلامی و ایرانی و روی حقوق مردم پافشاری کرد، عقب‌نشینی نکرد و اثبات کرد که مهم‌ترین ارزش ملی و دینی،‌ صیانت از حقوق مردم است. دین ما دینی است که حقوق آحاد مردم را محترم می‌شمارد. در این دولت‌ بر روی ارزش‌ها پافشاری شد و اقبال مردم نیز وجود داشت. می‌گویند اقبال مردم را به دست نیاورده است،‌این افرادی که چنین ادعایی را می‌کنند نترسند، فضا درست کنند و مردم خود نشان می‌دهند که کدام طیف را می‌پسندند. من کاری به سوم تیر، چهارم خرداد و پنجم مرداد ندارم، اینها مهم نیستند. اینها دم و دستگاهی است که خودمان درست کردیم، البته من احترام می‌گذارم، ولی معتقدم که اینها مهم نیستند، مهم این است که مردم چه نگاهی دارند و آرمان آنها چه چیزی است؟ افق مردم کجاست، لذا به همین خاطر می‌گوییم همه جریانات سیاسی در انتخابات حضور پیدا کنند، نه اینکه مثلا ۱۰ نفر بیایند، ولی همه یک نفر باشند.

 

منظور شما از این‌که همه بیایند چیست؟

 

همه جریاناتی که نظام را قبول دارند، در چارچوب نظام هستند.

 

 

آیا منظور شما اصلاح‌طلبان نیز هست؟

 

 

فرقی نمی‌کند، من اصلا محدودیتی قائل نیستم. هر کسی و هر جریانی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارد باید حضور داشته باشد تا انتخابات پرشور شود. چون در واقع با حضور خود به مردم احترام می‌گذارد، چون ممکن است یک بخشی از مردم آنها را بخواهند، پس باید اجازه داد آنها حضور داشته باشند و مردم باانگیزه باشند. این مهم است که رییس‌جمهور چقدر رای داشته باشد، ولی قبل از آن کل آرا مهم است، چون دنیا نگاه می‌کند که چقدر از مردم مشارکت کردند و آیا مردم از انتخابات استقبال کردند یا نه و تعداد آرای رییس‌جمهور منتخب در مرحله بعد اهمیت پیدا می‌کند، البته این نیز مساله مهمی است؛ چراکه وقتی رییس‌جمهور محترم دارای رای بالایی باشد، حرف او در جامعه ملی و بین المللی اثرگذارتر خواهد بود.

 

شما می‌گویید که اتهامات زیادی به شما وارد است و در پی این اتهامات بود که برخی از افراد از جمله مداحان شکایت کردید و حکم‌هایی به آنها داده شد که من نمی‌خواهم در مورد این حکم‌ها صحبت کنم، ولی یکی از مسائلی که بارها در مورد شما مطرح شده رابطه مشایی با جن و رمال‌هاست و افرادی نیز اعلام شد که در این زمینه دستگیر شدند. رابطه مشایی با رمال‌ها و جن‌گیرها چگونه است و علت این‌که این اتهامات به سمت شماست چیست؟

 

بنده یک مهندس الکترونیک هستم و کار یک مهندس الکترونیک با رمال و جن‌گیر جور در نمی‌آید. ما اهل محاسبه و حساب و کتاب هستیم و می‌گوییم دو بعلاوه دو می‌شود چهار و جن نمی‌تواند آن را پنج کند، البته ممکن است برخی‌ها از جواب چهار خوششان نیاید و بخواهند دو به علاوه دو بشود، پنج که این کار رمال‌ها و جن‌گیرهاست، ولی ما همیشه می‌گوییم که دو با دو می‌شود، چهار و بر همین اساس کارها را انجام می‌دهیم و این چیزها به درد ما نمی‌خورد، ولی این‌که چرا چنین اتهاماتی مطرح می‌شود مشخص است.

اگر این دولت موفق نبود، کارش پیش نمی‌رفت، هیچ اتهامی نیاز نداشت، چون عملکردش کافی بود و دیگر لازم نبود که به دولت اتهام بزنند، چون ثمره کار معلوم بود، نتیجه نگرفته بود و وقت کشور را نیز گرفته بود، ولی وقتی یک دولت موفق است و در مقیاس با گذشته عملکردش قابل مقایسه نیست و کسی یارای هماوردی و رقابت با او را ندارد این مسائل مطرح می‌شود. در سال ۸۷ رییس‌جمهور بعد از سه سال عملکرد دولت نهم آمد و گزارشی از عملکرد صورت گرفته ارائه داد و در بسیاری از حوزه‌ها عملکرد سه ساله با عملکرد ۲۷ ساله قبلی رقابت می‌کرد. یک سال بعد انتخابات بود و رقیب با خود حساب می‌کند که چطور می‌تواند رقابت کند. خیلی از کسانی که در آن عرصه حضور داشتند، دارای عملکرد قبلی بودند و عملکردشان مشخص بود و قابل مقایسه با این دوران نبود و چون دیدند نمی‌توانند رقابت کنند آمدند و گفتند دولت دروغ می‌گوید.

 

شعار رقبا این بود که دولت دروغگوست و همین الان نیز برخی از آقایان که کار را در این عرصه شروع کردند، می‌گویند که می‌خواهند دولت راستگو بیاورند، یعنی باز هم دولت را متهم به دروغگویی می‌کنند. من به آنها می‌گویم بابا چند بار می‌خواهید یک کار غلط را انجام دهید. آنهایی که در سال ۸۸ گفتند دولت دروغ، چه نتیجه‌ای گرفتند؟ به نظر من این مردم هستند که باید قضاوت کنند احمدی‌نژاد درست می‌گوید یا غلط. مردم در سال ۸۸ قضاوت کردند و اکنون چهار سال دیگر گذشته و باز هم آنها باید قضاوت کنند.

 

شما ببینید اکنون در بسیاری از شهرها و روستاها شاهد پروژه‌های عمرانی هستیم و تعداد این پروژه‌ها در بعضی از موارد با مجموعه پروژه‌هایی که در کل بعد از انقلاب صورت گرفته برابری می‌کند. باز هم تاکید می‌کنم که باید قضاوت را بر عهده مردم گذاشت. سوم تیر، چهار خرداد و پنجم مرداد مهم نیست، باید مردم بگویند که چه چیزی درست است و افرادی که اتهام به دولت می‌زنند چون نمی‌توانند این عملکرد را کنار بگذارند اقدام به اتهام‌آفرینی می‌کنند.

چرا این اتهامات همه معطوف به شماست؟

 

چه چیزی معطوف به من نبود. آنها می‌گویند دنباله احمدی‌نژاد را باید برید و قطع کرد. خودشان می‌گویند، البته دولت تنها من نیستم، من جزئی از دولت هستم.

 

ولی می‌گویند شما همه کاره دولتید و همه عزل و نصب‌هایی که در دولت صورت می‌گیرد، با اراده آقای مشایی صورت می‌گیرد؟

 

این را می‌گویند، ولی کار در دولت تخصصی است و این سخنان درست نیست. جایگاه من در دولت مشخص است. وقتی که این مسائل را متوجه من می‌کنند و می‌گویند من همه کاره هستم، باعث افتخار من است، چون این دولت موفق است و این استدلال وجود دارد که همه‌کاره دولتم، پس این موفقیت به من نسبت داده می‌شود و این باعث خوشحالی من است، ولی واقعیت این نیست و درست نیست. اینگونه سخنان بی‌انصافی است. در دولت نیروهای خدوم زیادی وجود دارند که شبانه‌روز کار می‌کنند و فعالیت‌ها و موفقیت‌های دولت کار یک نفر، دو نفر نیست. من نباید از این صحبتی که مطرح می‌شود فرار کنم این حرف به نفع من است، برای من تبلیغ می‌شود که همه تصمیمات در دولت کار مشایی است پس همه این توفیقات هم کار مشایی است، ولی همان‌طور که گفتم واقعیت این نیست و این بی‌انصافی است. علت این‌که این همه اتهام می‌زنند این است که توجیهی ندارند و نمی‌دانند در بیرون چه چیزی بگویند. البته خیلی از کارهایی که دولت نتوانسته بکند، وقتی از مردم در این مورد سوال می‌شود، مردم می‌گویند نگذاشتند که دولت این کار را بکند.

خودتان این را قبول دارید که نگذاشتند کار کنید؟

 

خیلی روشن است چرا از من می‌پرسید.

 

چه کسی نگذاشت که شما کار کنید، رییس‌جمهور نیز مرتبا این موضوع را می‌گوید؟

 

بگذارید مردم خود در این مورد قضاوت کنند. همه چیز را نباید ما بگوییم. من می‌گویم این ذهنیت در بین مردم وجود دارد و اگر من این حرف را بزنم ارزش و قیمتی ندارد و می‌گویند خودش برای خودش تبلیغ می‌کند. اگر این ذهنیت وجود دارد از آنها بپرسید که چرا در مردم چنین ذهنیتی وجود دارد؟

اجازه بدهید بحث را عوض کنم، آقای مشایی سال دیگر در کجاست؟

معلوم است در ایران.

منظورم این است که در پاستور کار می‌کند یا در جای دیگر، در کجا کار می‌کند؟

سوال سختی است، بستگی دارد که چه کسی رییس‌جمهور شود. شاید یک نفر رییس‌جمهور شود و از من خواست که در پاستور کمکش کنم و شاید یک نفر رییس‌جمهور شد و گفت شما لازم نیست که بیایید. بستگی دارد که چه کسی رییس‌جمهور شود.

 

خودتان دوست دارید که کجا باشید؟ کجا مسئولیت بر عهده بگیرید؟

 

سوال خوبی است، ولی من در مورد آن خیلی فکر نکردم که کجا باشم خوب است. البته من در مورد این مسائل زیاد سختگیر نیستم. هر جا خدمت باشد ما هم هستیم. من شغل‌های مختلفی داشتم، ولی آیا دیدید که برخورد و ادبیات من عوض شده باشد، نه. هر جایی که خدمت باشد هستم، ولی تا حالا فکر نکردم که کجا دوست دارم باشم.

 

رابطه آقای مشایی و احمدی‌نژاد چگونه است؟ می‌گویند آقای مشایی بر روی تصمیمات احمدی‌نژاد تاثیرگذار است و احمدی‌نژاد تاثیرپذیر از مشایی، رابطه مرید و مرادی یا فامیلی به کار گرفته می‌شود؟

 

خوب، من در مورد این موضوع خیلی چیزها می‌توانم بگویم. ایشان استاد من است و من شاگرد ایشان. ایشان برادر من است و من برادر کوچکتر ایشان هستم. ایشان بزرگ من است و به من درس‌های فراوانی داده، من خیلی چیزها را از ایشان یاد گرفتم. ایشان را خیلی دوست دارم ،چون ایشان یک شخصیت برجسته است و مصداق بارز عینی یک مومن انقلابی، عزیز و شریف که از حقوق مردم نمی‌گذرد، بر سر حقوق مردم معامله نمی‌کند و در واقع جیب ندارد، فامیل و غیرفامیل برایش معنایی ندارد، اگر چنین چیزهایی برای او مهم بود آدم‌های نزدیکتر از من هم به او وجود داشتند، ولی الان به او نزدیک نیستند. اگر اهل فامیل‌ و رفیق‌بازی بود اکنون خیلی از آدم‌ها بودند که از من به او نزدیک‌تر و جلوتر بودند. مبنا فامیلی نبود، ما قبل از این‌که فامیل نیز بشویم رابطه‌مان اینگونه بود و بعد فامیل شدیم. مهم‌ترین درسی که از احمدی‌نژاد گرفتم این بود که من در واقع دین حقیقی واقعی و یک ولایت برخواسته از متن اسلام و حقیقت روشن توحید را من از احمدی‌نژاد دیدم. مشی او تغییر نکرده، خیلی‌ها در غرب نسبت به او شناختی نداشتند، ولی اکنون شناخت‌ها وسیع‌تر شده است. به صراحت می‌گویم که امروز احمدی‌نژاد در اوج محبوبیت سال‌های گذشته است. هرگز آقای احمدی‌نژاد به اندازه‌ای که امروز در ایران و دنیا محبوب است نبوده است، چون راه و مشی او عوض نشده است.

 

شما می‌گویید مشی آقای احمدی‌نژاد عوض نشده است، ولی خیلی‌ها می‌گویند احمدی‌نژاد سال ۸۴ با احمدی‌نژاد سال ۹۲ خیلی متفاوت است؟

 

کسانی که اینگونه صحبت‌ها را مطرح می‌کنند، شاید فکر می‌کنند که احمدی‌نژاد باید درجا می‌زده، همه عوض می‌شوند، ولی مهم این است که راه و خط عوص نشود، اصول عوض نشود ،ولی اگر قرار باشد که سطح عوض نشود که خیلی بد است، باید سطح عوض شود. به نظر من اگر آقای احمدی‌نژاد پنجاه سال یگر مسئولیت بر عهده داشته باشد زندگی شخصی او عوض نمی‌شود، آرمان‌هایشان عوض نمی‌شود، پای حقوق مردم معامله نمی‌کند و هیچ سندی که خلاف مصالح مردم باشد را امضا نمی‌کند. طبیعی است که یک روزی افرادی به او نزدیک بودند و اکنون از او فاصله می‌گیرند، ولی مهم این است که خط و مشی احمدی‌نژاد عوض نشده، آنها می‌گویند احمدی‌نژاد عوض شده چون فاصله آنها با احمدی‌نژاد زیاد شده است.

 

شما و آقای احمدی‌نژاد در سخنانتان مبحث انسان کامل را مطرح می‌کنید، در مورد امام زمان صحبت می‌کنید و عده‌ای معتقدند که شما با مطرح کردن بحث انسان کامل سعی دارید ولایت فقیه را تحت‌الشعاع قرار بدهید، گرچه آقای احمدی‌نژاد چندین بار گفته رابطه من با رهبری، پدر و فرزندی است، ولی خیلی‌ها می‌گویند که جریان فکری شما تلاش دارد ولایت فقیه را با بحث امام زمان تحت‌الشعاع قرار دهد؟

 

این خیلی‌ها را محکم نگویید، چون خیلی نیستند. من معتقدم که نباید زیاد روی این حرف‌ها حساب باز کرد، نباید روی این آدم‌ها حساب باز کرد، باید روی مردم حساب کرد، مردم اینگونه فکر و نگاه نمی‌کنند، خنده‌دار است که کسی از امام زمان صحبت کند بعد بگویند معنای این حرف این است که ولایت فقیه را قبول ندارد. اصلا ولایت فقیه مگر غیر از امام زمان موضوعیت دارد، ولایت فقیه یعنی چه؟ یعنی ولایت فقیهی در زمان غیبت و وقتی امام زمان موضوعیت نداشته باشد، ولایت فقیه هم موضوعیت نخواهد داشت، ولایت فقیه یک نظام مستقل سیاسی نیست، بلکه یک نظام سیاسی برآمده از فقاهت دوران غیبت است. آن کسی که صحبت از امام زمان نمی‌کند نمی‌تواند به ولایت فقیه معتقد باشد. آن کسی که از امام زمان یاد نمی‌کند، صحبت نمی‌کند، نمی‌تواند به ولایت فقیه معتقد باشد.

عده‌ای ولایت فقیه را یک جریان سیاسی می‌دانند که می‌خواهند از قبل آن چیزی گیرشان بیاید. مگر می‌شود یک نفر امام زمان را فراموش کند و بعد بگوید من معتقد به ولایت فقیه‌ام. ما باید سوال کنیم که کسانی که نه اسم امام زمان را می‌برند و نه یادی از او می‌کنند و نه مایل هستند اسمی از او مطرح شود، چطور دم از ولایت فقیه می‌زنند؟ من راجع به احمدی‌نژاد به شما چه گفتم، من ولایت را از احمدی‌نژاد در عمل فهمیدم. آیا این‌که یک نفر اموالش پر از کالاهای احتکار شده است و بیاید دم از ولایت فقیه بزند درست است. هزاران تن کالا در انبارهای خود مخفی کرده، ولی در جامعه دم از ولایت فقیه می‌زند و خود را اینگونه به مردم معرفی می‌کند آیا درست است؟ آیا صحبت از امام زمان کردن مساله‌دار شدن در مورد ولایت فقیه است یا کسی که احتکار می‌کند، ترسیده است، جا زده است، سر پیمان‌ها نیستاده است و اهل مبارزه نیست و می‌آید، دم از ولایت فقیه می‌زند. آنهایی ولایت فقیه‌شان زیر سوال است که وقتی آقای احمدی‌نژاد با شجاعت نیروگاه نطنز را فک پلمپ کرد گفتند که نباید چنین کاری می‌کرد و نباید از حقوق مردم دفاع می‌کرد، کدام یک طرفدار ولایت فقیه هستند؟ اصلا ولایت فقیه چیست و مشخصات آن چیست. حقیقت امروز امام عصر است، انسان کامل است و این نظر امام خمینی و شهید مطهری است، ما این را از خودمان در نیاوردیم، این ادبیات مقام معظم رهبری است.

 

این‌که ما بخواهیم برای این‌که خودمان را مطرح کنیم، دیگران را نفی کنیم یک حسادت ناپسند است که همیشه مطرود بوده و هیچ وقت جواب نداده است. باید طرف خود را اثبات کند. ببینید وقتی آقای احمدی‌نژاد می‌آید و در مورد ولایت فقیه صحبت می‌کند، ادبیاتش چگونه است، چگونه آن را بیان می‌کند. در نقطه مقابل نیز یک نفر وقتی می‌خواهد ولایت فقیه را مطرح کند می‌آید و می‌گوید ولایت فقیه همان کسی است که می‌تواند زن آدم را به صورت غیابی طلاق دهد، پس نوع نگاه فرق می‌کند. ما وقتی می‌گوییم ولایت فقیه، منظور کسی است که با ظلم و تبعیض مخالف است، با پایمال کردن حقوق مردم مخالف است، با پیشرفت، رشد و کمال جامعه موافق است. در جامعه ممکن است اسلام و ولایت فقیه را صد جور معرفی کنند. ولایت فقیه‌ای که در چارچوب امام زمان مطرح می‌شود کسی است که عدالت را در جهان مستقر می‌کند و خط‌الراس است، پرچم است، ولی فقیه در زمان غیبت جامعه را به سمت امام هدایت می‌کند و به قول آقای احمدی‌نژاد نظام ولایت فقیه تمرین زیستن در زمان امام زمان است، آیا از این تعبیر قشنگ‌تر و زیباتر وجود دارد؟

پس چرا می‌گویند احمدی‌نژاد و مشایی در مقابل ولایتند و این سخنان را مطرح می‌کنند؟

 

کسانی که اینگونه صحبت‌ها را مطرح می‌کنند حساب کردند و گفتند اگر یک‌چنین جاهایی را خالی کنیم و احمدی‌نژاد چنین جاهایی را نیز بگیرد پس ما کجا بایستیم. آنها حلقه‌ای در این ارتباط درست کردند و کسی را در این حلقه راه نمی‌دهند.

ولی آقای احمدی‌نژاد در مورد بحث وزیر اطلاعات آقای مصلحی به دیدگاه برخی از تحلیلگران در برابر رهبری ایستاد و با حکم رهبری مخالفت کرد؟

آقای احمدی‌نژاد هرگز در برابر رهبری نایستاده‌اند. ممکن است جایی نظرشان با نظر رهبری یکی نباشد، ولی همواره نظر رهبری را تمکین کردند. هزاران جا ممکن است با نظرات ایشان موافق باشند و ممکن است یک جایی موافق نباشند، ولی تمیکن کردند مثلا در مورد یک فرد. ممکن است که آقای احمدی‌نژاد نظر داشته باشند که فلان فرد در دولت نباشد و آقا بگویند مصلحت است که باشند که آقای احمدی‌نژاد تبعیت کرده است. اکنون وزیر اطلاعات چه کسی است؟

اخیرا برخی از اعضای شورای نگهبان اعلام کردند که اگر کوچک‌ترین بوی انحراف از کاندیداها مشاهده کنند، آنها را ردصلاحیت می‌کنند و با توجه به این‌که از شما به عنوان لیدر جریان انحرافی نام برده می‌شود عده‌ای می‌گویند ردصلاحیت می‌شوید، نظر شما در این ارتباط چیست؟

 

این حرف‌ها چه اهمیتی دارد. خوب است شما بپرسید که وظیفه شورای نگهبان چیست؟

وظیفه شورای نگهبان چیست؟

باید به قانون عمل کند و ملاک قانون است.

برخی می‌گویند باید انتخابات را مهندسی کرد، البته بعدها توضیحاتی در این باره داده شد ، نظر شما چیست؟

من نمی‌دانم منظور کسانی که می‌گویند باید انتخابات را مهندسی کرد چیست؟ اگر منظورشان خط دادن به مردم است، این در جامعه جواب نمی‌دهد و یا به عبارت دیگر برعکس جواب می‌دهد. یک بار آقای احمدی‌نژاد گفتند که مردم دیگران را مدیریت می‌کنند، باید به مردم اعتماد کرد و از طرف دیگر نظام ما نظامی نیست که خدای نکرده به خاطر یک انتخاب غلط دچار مشکل شود.

 

البته سلیقه‌های مختلف وقتی یک سلیقه دیگری انتخاب می‌شود ممکن است ناراحت شوند و این طبیعی است، ولی این عدم رضایت آنها نباید در جامعه تبدیل به معضل برای کشور شود. اکنون انتخابات برای ما مهم است بخصوص در این موقعیت کنونی که خیلی‌ها در داخل و خارج منتظر نتیجه انتخابات هستند. همه باید در این عرصه حضور پیدا کنند و مردم به صالح‌ترین و بهترین از نظر خودشان رای دهند. ما نمی‌گوییم چه کسی بهترین و اصلح‌ است، این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند.

 

به نظر شما بهترین و اصلح‌ چه ویژگی‌هایی دارد؟

 

به نظرم در این مورد به اندازه کافی صحبت شده است. مردم خود بهترین را انتخاب می‌کنند و رای بالایی نیز می‌دهند تا رییس‌جمهور منتخب در داخل و خارج اثرگذاری بیشتری داشته باشد. انتخابات باید موجب تحکیم روابط در داخل و اثرگذاری در مناسبات بین‌المللی شود. باید وحدت و ایجاد آرامش در جامعه شود. بسیار مهم است که در تبلیغات انتخاباتی جانب آرامش و وحدت حفظ شود. ما همه اعضای یک خانواده هستیم و نباید به امر تخریب و نفی بپردازیم. نباید این رقابت تبدیل به خصومت شود.

 

ما تاکنون در کشور بیش از ۳۰ انتخابات برگزار کردیم. مردم ما فهیم هستند و کشور ما از سیاسی‌ترین جوامع است، دارای ظرفیت بالایی است. توصیه من این است که حرفی نزنیم و از ادبیاتی استفاده نکنیم که اساس آن بر تهمت و اتهام باشد، باید گفت‌وگو کنیم و هر کاندیدا نظر خود را اعلام کند تا مردم استفاده کنند و تصمیم بگیرند. من فکر نمی‌کنم که مردم دوست داشته باشند که یک نفر به آنها دائم توصیه کند و به مردم خط بدهد. مردم خود خط‌ها را خوب می‌فهمند، خط بهتر، منطقی‌تر، قدرتمند‌تر، بانفوذ‌تر و اثرگذارتر را خوب می‌فهمند.

سخن پایانی؟

 

ان‌شاءالله که خیر است.

 

 

 

 

 

هلند صاحب پادشاهی تازه شد

2 هلند صاحب پادشاهی تازه شد

 

بئاتریکس، ملکه هلند، با کناره‌گیری از سلطنت، این مقام را به پسرش، ویللم الکساندر سپرد.

روز سه شنبه، ۱۰ اردیبهشت (۳۰ آوریل)، بئاتریکس، ملکه هلند، در مراسمی ویژه، رسما از مقام سلطنت استعفا داد و سلطنت را به ویللم الکساندر، ولیعهد، سپرد.

در پی امضای “سند استعفا” توسط ملکه، ویللم الکساندر رسما سلطنت خود را آغاز کرد و حاضران در این مراسم برای شرکت در مراسم ادای سوگند آغاز سلطنت پادشاه، عازم یک کلیسای نزدیک قصر سلطنتی شدند.

روز ۳۰ آوریل در هلند به نام “روز ملکه” خوانده می شود و تعطیل است و معمولا در این روز، جشن های خیابانی در هلند برگزار می شود. برای روز ملکه در سال جاری، جشن های گسترده تری تدارک دیده شده است.

ملکه بئاتریس در آستانه هفتاد و پنجمین سالروز تولد خود در ماه ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرده بود که تصمیم گرفته است در پایان ماه آوریل، از سلطنت کناره گیری کند و بازنشسته شود.

مراسم تفویض سلطنت در کاخ سلطنتی در آمستردام، به طور مستقیم از شبکه های تلویزیونی هلند و بسیاری دیگر از کشورها پحش شد.

ملکه بئاتریس در “سخنان خداحافظی” که نیمه شب گذشته خطاب به ملت از شبکه های تلویزیونی هلند پخش شد، اظهار داشت که ولیعهد “از هر نظر برای تصدی مقام سلطنت آمادگی دارد.” به گزارش رسانه های خبری، ملکه بئاتریس در حالی از سلطنت کناره می گیرد که از محبوبیت قابل توجهی در میان مردم هلند برخوردار است.

 

هنگام برگزاری مراسم تفویض سلطنت، تصاویر تلویزیونی جمعیت انبوهی را در میدان مقابل کاخ سلطنتی نشان می داد که پرچم سلطنتی را در دست داشتند. بسیاری از خانه ها و فروشگاه ها با پارچه هایی به رنگ نارنجی – رنگ ویژه خانواده سلطنتی – تزئین شده اند.

از حدود دویست سال پیش، خاندان اورانیه – ناسو بر هلند سلطنت کرده و کلمه “اورانیه” در هلندی معنی رنگ نارنجی هم می دهد.

در مراسم تفویض سلطنت، مقامات هلندی و تعدادی از شخصیت های خارجی، از جمله ولیعهد اسپانیا، ولیعهد بریتانیا و ولیعهد ژاپن حضور داشتند.

6 هلند صاحب پادشاهی تازه شد

سنت بازنشستگی سلطنتی

کناره گیری از مقام سلطنت و بازنشستگی فرمانروایان هلند بدون سابقه نیست و ملکه بئاتریکس در سال ۱۹۸۰ و پس از کناره گیری مادرش، ملکه جولیانا، به سلطنت رسید.

ویلیام اول، اولین عضو خاندان اورانیه – ناسو که به عنوان نخستین پادشاه در عصر جدید هلند بر تخت سلطنت نشست، بعدها با کناره گیری از این مقام، با یک زن کاتولیک بلژیکی ازدواج کرد.

ویلهلمینا، مادر بزرگ بئاتریکس نیز در سال ۱۹۴۸ با استعفا از سلطنت، بازنشسته شد و سلطنت را به ملکه جولیانا سپرد که او نیز در سال ۱۹۸۰، از سلطنت استعفا داد و این مقام را به بئاتریکس تفویض کرد.

ویللم الکساندر، پادشاه هلند، نخستین پادشاه مذکر این کشور طی بیش از یکصد و بیست سال گذشته است. او در سال ۲۰۰۲ با یک شهروند آرژانتینی ازدواج کرد که از این پس، با عنوان ملکه ماکسیما شناخته خواهد شد.

این ازدواج بدون جنجال نبود زیرا پدر ملکه ماکسیما بین سال های ۱۹۷۶ و ۱۹۸۱ از اعضای غیرنظامی هیات دولت نظامیان حاکم بر آرژانتین بود و خانواده زندانیان سیاسی سابق مدتها در صدد پیگرد قانونی او بودند.

طبق قوانین هلند، در وراثت تاج و تخت سلطنت، اولویت با فرزندان پسر است اما در صورتی که پادشاه هنگام فوت پسری نداشته باشد، سلطنت به ترتیب ارشدیت، به اولاد دختر او می رسد. در حال حاضر، پادشاه و ملکه هلند سه فرزند دختر دارند.

بئاتریکس در سال ۱۹۶۶ با کلوس فن آمسبرگ، دیپلمات آلمانی ازدواج کرد. از آنجا که خاطره اشغال هلند توسط آلمان نازی و فرار ملکه جولیانا هنوز از ذهن بسیاری از مردم این کشور پاک نشده بود، در آن زمان برخی از مردم هلند این ازدواج را چندان مناسب نمی دانستند.

شوهر ملکه بئاتریکس که عنوان پرنس کلوس را دریافت کرده بود در سال ۲۰۰۲ درگذشت و گفته می شود مرگ او ضربه سنگینی برای ملکه سابق بود.

 

5 هلند صاحب پادشاهی تازه شد 3 هلند صاحب پادشاهی تازه شد 11 هلند صاحب پادشاهی تازه شد

منبع: بی‌ بی‌ سی‌

سایت انتخاب: خاتمی به‌طور قطع کاندیدا نمی‌شود

تارنمای انتخاب امروز خبر داد عدم حضور محمد خاتمی در انتخابات قطعی شده است.40700 907 سایت انتخاب: خاتمی به‌طور قطع کاندیدا نمی‌شود

“انتخاب” نوشت، محمد خاتمی به‌تازگی اعلام کرده است که با توجه به برخی محدودیت‌ها ، قطعاً در انتخابات کاندیدا نخواهد شد.

این گزارش افزوده است، رئیس‌جمهور پیشین ایران یکی دیگر از دلایل پرهزینه شدن حضور در عرصه انتخابات را دعوت مکرر برخی عناصر تندرو از خود عنوان کرده است.

“انتخاب” افزوده است خاتمی پیغام داده که از کسی حمایت کنند که اصلاح‌طلبان بر آن توافق نظر دارند.

این گزارش افزوده است محمد خاتمی به زودی صریحاً در این مورد اظهارنظر خواهد کرد.

خاتمی چندی پیش گفته بود: “آیا فردی که به‌عنوان یک شهروند عادی هم محدودیت زیادی برای صحبت کردن و اظهارنظر و سفر کردن دارد و در معرض انواع تهمت‌ها است، به‌سادگی اجازه می‌دهند اوضاع به دست او سپرده شود؟”

وی افزوده بود: “وقتی می‌گویند و تهدید می‌کنند که کسانی باید توبه کنند مرادشان چیست؟ توبه از اصلاح‌طلبی؟ چه جرمی رخ داده است که باید از آن توبه کرد؟”

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در روز ۲۴ خردادماه سال جاری برگزار خواهد شد.

معصومه ابتکار: اصلاح‌طلبان سیاست‌انتقام‌گیری ندارند/ خیلی مظلوم واقع شدیم

Ebtekar معصومه ابتکار: اصلاح‌طلبان سیاست‌انتقام‌گیری ندارند/ خیلی مظلوم واقع شدیم

«معصومه ابتکار» رئیس اسبق سازمان محیط زیست و یکی از معاونان محمد خاتمی 

معصومه ابتکار در این مصاحبه از دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات شوراها و ریاست‌جمهوری با پایگاه خبری تحلیلی انتخاب  سخن گفت و تمام تاکیدش بر آن بود که ورود به انتخابات برای جریان اصلاحات، تقابل با هیچ دیدگاهی نیست مگر تقابل با ناکارآمدی. معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران است و در انتخابات دور چهارم شوراها نیز ثبت‌نام کرده است.

اصلاح‌طلبان بیشتر تمرکز خود را روی انتخابات شورا‌ها گذاشته‌اند یا انتخابات ریاست‌جمهوری؟

سوال خیلی جالبی است. شرایط اصلاح‌طلبان برای فعالیت مجدد سیاسی در حال حاضر بسیار دشوار است. این مساله بدون تعارف باید گفته شود، چراکه موضوع مهمی است. آسیب‌های زیادی به بدنه جریان اصلاحات، برخی اشخاص، احزاب و نهاد‌ها وارد شده و در پاره‌ای موارد همچنان ادامه دارد. بنابراین اصلاح‌طلبان در مراحل رسیدن به اجماع برای حضور در انتخابات سال ۹۲ با مشکلاتی مواجه بوده‌اند. با توجه به این شرایط همین که اصلاح‌طلبان توانسته‌اند به اجماع برسند، مساله‌ای اساسی است. حضور جریان اصلاحات به دو دلیل اهمیت دارد؛ اول اینکه شرایط فعلی مطلوب نیست و برای آینده کشور تصمیم به حضور گرفته‌اند، دوم اینکه انگیزه‌های فردی، شخصی، باندی یا منافع مادی در میان نیست. این نگاه نشان دهنده آن است که با وجود این همه آسیب، حتما به افق فکری بالاتری می‌نگرند چراکه با وجود این آزردگی‌ها و تالمات روحی، باز هم پذیرفته‌اند به عرصه بیایند و برای میهن تلاش کنند. اگر بحث منفعت مادی یا پست و مقام در میان بود، قاعدتا پس از این همه اتفاقات ریز و درشت که به جریان اصلاحات آسیب رساند، باید عطای آن را به لقایش می‌بخشیدند. اتهامات زیادی به شخصیت‌های مختلف زده شد، اما گذر زمان نشان داد که این اتهامات پایه و اساسی ندارد و مواضعی که اصلاح‌طلبان داشتند، با گذر زمان اثبات شد. همین الان دوستان اصولگرا که زمانی اصلاح‌طلبان را با اتهامات نادرست تخریب می‌کردند، از تریبون‌های مختلف‌‌ همان حرف اصلاح‌طلبان را می‌زنند. بنابراین اولین جمع بندی این بود که اصلاح‌طلبان کماکان باید در سپهر سیاسی حضور داشته باشند.

این توضیحات یعنی اینکه برای اصلاح‌طلبان انتخابات شورا‌ها و ریاست‌جمهوری تفاوتی ندارد؟

نه، هیچ تفاوتی ندارد. اولین مرحله جمع‌بندی اصلاح‌طلبان این بود که ما نمی‌توانیم نسبت به اتفاقات موجود بی‌تفاوت باشیم، پس باید راهی را برویم که تاثیرگذار باشیم. زیرا ما خودمان را اصلاح‌طلب می‌دانیم؛ به این معنی که پذیرفته‌ایم در چارچوب نظام و با احترام به قوانین آن حرکت کنیم و هیچگاه قصد مقابله نداشته‌ایم. از این منظر هیچ روش دیگری برای تاثیرگذاری نداریم. اتفاقاتی که در منطقه برای کشورهای دیگر پیش آمده، باعث شده تا جدی‌تر به تهدیداتی که وجود دارد فکر کنیم. از این جهت تاثیرگذاری جریان اصلاح‌طلب مثبت تلقی می‌شود. تا اینجا برای اصلاح‌طلبان مرحله نخست بود تا به این اجماع برسند که نسبت به اتفاقات بی‌تفاوت نباشند و حضور داشته باشند. در مرحله دوم، اولین بحثی که مطرح شد انتخابات شورا‌ها بود که ماهیتا فرآیندی اجتماعی تلقی می‌شود. از طرفی خط مشی ما برای حضور در عرصه‌های مختلف این است که در پیوند با مسائل فرهنگی و اجتماعی حرکت کنیم و در جهت بسط نهادهای مدنی گام برداریم. از این منظر شورا‌ها بهترین بستر و زمینه برای حضور اصلاح‌طلبان در جامعه است. لذا ایجاب می‌کند تمام توان و پتانسیل خود را برای این هدف صرف کنیم. قشر تحصیلکرده و نخبه تمایلی قوی به جریان اصلاحات دارند. کما اینکه نخبگان و بزرگان کشور، هم تجربه ۸ ساله دوران اصلاحات را مثبت تلقی می‌کنند و هم بسیاری از شخصیت‌های این جریان را به عنوان انسان‌هایی سالم، با آرمان‌های بلند و با توان تاثیرگذاری مثبت می‌شناسند. مجموع این شرایط باعث شد تا اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورا‌ها سریع به جمع بندی برسند و تصمیم‌گیری کنند.

برای انتخابات ریاست‌جمهوری وقت بیشتری می‌گذارید. این یعنی موضوع برایتان تفاوت می‌کرد.

جریان اصلاحات به دنبال آن است که در صحنه تصمیم‌گیری حضور داشته باشد. به هر حال پس از بحث شورا‌ها، مساله مهم دیگر مساله انتخابات ریاست‌جمهوری بود که پیچیدگی‌های بیشتری داشت و بحث بیشتری را می‌طلبید. در واقع بحث ریاست‌جمهوری نسبت به شورا‌ها زوایای متعدد و همه جانبه تری دارد که برای پرداخت به آن می‌باید بیشتر وقت گذاشت. با توجه به انتخابات گذشته و اتفاقاتی که در این دوره افتاده، با توجه به شکافی که بین جریان اصولگرایی رخ داده، همچنین با در نظر گرفتن رفتاری که دولت در پیش گرفته و برخی مشکلات که برای احزاب و نهادهای مدنی و تشکل‌های دانشجویی به وجود آمده و با در نظر داشتن مسائلی از این دست، باید توجه کرد هرگونه بی‌تفاوتی به ضرر کل جامعه و کشور خواهد بود. اصلا بحث حزب و جناح و اندیشه اصولگرایی یا اندیشه اصلاح‌طلبی مطرح نیست، بلکه بحث منافع ملی و حفظ اعتبار، آبرو و حیثیت کشور در میان است. اعتقاد دارم حضور اصلاح‌طلبان در این شرایط به حس وطن‌دوستی و از خودگذشتگی جریان اصلاحات مربوط می‌شود. حقیقت آن است که بحث آینده جوانان و زندگی نسل بعد در میان است و اصلاح‌طلبان در همه دوره‌ها نشان داده‌اند نسبت به این مسائل حساس بوده‌اند و بی‌تفاوت از کنار آن عبور نکرده‌اند. جلسات متعدد و فراگیری با حضور بسیاری از اصلاح‌طلبان، حتی آنها که در این مدت سختی‌هایی کشیده بودند، برگزار شد و نتیجه این نشست‌ها این بود که اصلاح‌طلبان علاوه بر انتخابات شورا‌ها، در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری باید فعال باشند. شورای هماهنگی از اواسط سال گذشته جلسات خود را برگزار کرد و سناریوهای مختلفی بررسی شد، موضوعات مورد تحلیل افراد قرار گرفت. آسیب‌ها، تهدیدات و فرصت‌ها مورد بحث قرار گرفت و در ‌‌نهایت اجماع بر این شد که جریان اصلاحات با یک گزینه حداکثری در انتخابات حضور داشته باشد. در این میان آنچه اهمیت دارد این است که گزینه اجماعی اصلاح‌طلبان می‌تواند فرا‌تر از نگاه جناحی و حزبی باشد چراکه مشکلات فرا‌تر از بحث جناح‌هاست. آثار اقتصادی که بر روحیه مردم تاثیر گذاشته است از اولویت‌هایی است که باید به صورت همه‌جانبه و فراحزبی مدیریت شود. جایگاه کشور در معادلات جهانی، موضوع مهم دیگری است که آن هم به صورت حزبی حل نخواهد شد و به نگاهی فراگیر و ملی نیازمند است. با این توضیحات تمام تلاش ما در بازگرداندن انسجام و اتحاد ملی به کشور است. این بحثی است که اساس نظر‌ها و آرای اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌داد و با در نظر گرفتن آن، این اجماع حاصل شد. البته افرادی هستند که هنوز سوال دارند و قانع نشده‌اند، اما کلیت این جریان، موافق تصمیم اتخاذ شده هستند.

الان احزاب فعال نیستند. تشکل‌های مدنی و دانشجویی آن نشاط سیاسی گذشته را ندارند با این شرایط شما می‌خواهید با یک دست دو هندوانه بردارید و هم در انتخابات شورا‌ها شرکت کنید و هم انتخابات ریاست‌جمهوری.

بحث شما را در مورد احزاب قبول ندارم. از این جهت که مسائل را صفر و صدی نمی‌بینم. هیچگاه نمی‌شود اینگونه به صورت قطعی گفت احزاب نیستند یا نهادهای مدنی فعالیت ندارند. این‌ها مقطعی است.

با توجه به شرایط احزاب اصلاح‌طلب بهتر نیست اصلاح‌طلبان روی انتخابات ریاست‌جمهوری تمرکز نکنند و به انتخابات شورا‌ها بپردازند؟

احزاب تضعیف شده‌اند، اما از بین نرفته‌اند.

وقتی جلسه نمی‌گذارند یعنی نیستند. شما یک مورد را مثال بزنید که جلسه احزاب اصلی اصلاح‌طلب برگزار شده باشد.

قبول دارم. این مساله وجود دارد اما مساله‌ای که برای ما اهمیت دارد این است که فکر و اندیشه اصلاح‌طلبی همچنان وجود دارد. امکان از بین رفتن تفکری که در باورهای عمومی جامعه و در میان نخبگان ریشه داشته باشد، نزدیک به صفر یا خود صفر است. ممکن است احزاب در مقاطعی بروز اجتماعی کمتری داشته باشند، ممکن است نتوانند تابلوی علنی و حضور رسمی داشته باشند اما اینکه وجود نداشته باشند را قبول ندارم. کلیت بحثی را که شما مطرح کرده‌اید بسیار مهم است و آن را می‌پذیرم اما نگاهم به آن صفر و صدی نیست بنابراین هیچگاه نمی‌گویم آنها نیستند یا از بین رفته‌اند بلکه می‌گویم تضعیف شده‌اند اما هستند. مساله دیگری که برای ما اهمیت دارد این است که در همین شرایط اتفاق خوبی افتاده است؛ سختی‌ها باعث نوعی پالایش و انسجام فکری در جریان اصلاحات شده است. هیچ ریزشی وجود نداشته و حتی رویش شدید در این دوران به وجود آمده است. در باور‌ها و اعتقادات اصلاح‌طلبان اعتدال بیشتری ایجاد شده است، واقع‌بینی بیشتری به دست آورده‌اند، صبر و استقامت آنها چند برابر شده است. جریان اصلاحات نهال نازکی بوده که سختی‌ها و توفان‌های زیادی به خود دیده و الان بسیار مقاوم شده است. به دلیل این آسیب‌ها، معادلات مادی یا قدرت طلبی و منافع فردی برای آنها اهمیت ندارد. تبدیل به جریانی سیاسی شده‌اند که نمی‌شود آنها را از مسیر اصلی و اعتقاداتشان دور کرد. از این جهت به شرایط اوایل انقلاب نزدیک شده‌ایم و این یعنی تعاریف خیلی از مسائل برای جریان اصلاحات تغییر کرده است. نسبت به قدرت نگاهی متفاوت دارند. این شرایط سخت آنها را بهم نزدیک‌تر کرده و انگیزه‌های آنها را چند برابر کرده است.

نمود این انسجام کجاست؟ بر اساس کدام نظرسنجی اعتقاد دارید این اتفاقات افتاده است؟ شما هنوز هیچ برنامه‌ای ندارید اما می‌گویید انسجام دارید.

برنامه «بیم‌ها و امید‌ها» مهم‌ترین برنامه‌ای بود که اواخر سال گذشته توسط اصلاح‌طلبان اعلام شد. یک برنامه بسیار کامل بود که توسط نخبگان بررسی شد.

برنامه این است که منتظر چراغ سبز باشید تا قدم به انتخابات ریاست‌جمهوری بگذارید.

در مورد برنامه بیم‌ها و امید‌ها بگویم که این برنامه، بسیار مهم است، مخصوصا بخش دوم آن که بسیار کاربردی است و در فاز بعد حتما تکمیل خواهد شد. به‌رغم حرف‌هایی که گفته می‌شود، اصلاح‌طلبان اتفاقا برنامه خیلی روشنی دارند.

آیا بیم‌ها و امید‌ها هم مثل بحث‌های کلی است که در جلسات گفته می‌شود؟ از جنس حرف‌هایی مثل ارتقای سطح کیفی و…

خیر، اصلا اینطور نیست. برنامه‌ای بسیار کاربردی و جامع و در حال بررسی است. در مورد چراغ سبزی هم که شما گفتید باید بگویم این مساله برای ما ضرورت تعامل تلقی می‌شود. اصلاح‌طلبان به این درک متقابل رسیده‌اند که به دنبال تعامل و همراهی باشند و راهی انتخاب نکنند که به تقابل منتهی شود. این هم یکی از راه‌های سیاست‌ورزی است. اگر تلاشی صورت بگیرد تا با رقیب تعامل و همراهی شود، اتفاق بدی نیست بلکه نقطه روشن اصلاح‌طلبی است.

یعنی دارید می‌گویید رفتارهای دولت فعلی برگ برنده اصلاح‌طلبان است؟

اینها همه برگ‌های برنده برای جریان اصلاحات است. نه اینکه خوشحال باشیم که این اتفاقات افتاده است، اما بالاخره اتفاقی است که افتاده است.

اصلا در نظر می‌گیریم برنامه بیم و امید خیلی خوب و همه‌جانبه است. شما بگویید این برنامه کجا چکش کاری شده است؟ کجا به اجماع گذاشته شده است؟

در‌‌ همان جمع‌های اصلاح‌طلبی روی آن بحث شده است. افراد مختلف روی آن نظر داده‌اند.

همان جمع ۸-۷ نفری را می‌گویید که این برنامه را طراحی کرده‌اند؟ شما و آقایان نجفی و ستاری‌فر و محمدی گرگانی و انصاری و موسوی لاری و کرباسچی و… این افراد اجماع کل اصلاح‌طلبان هستند؟

خیلی بیشتر از این افرادی را که می‌گویید حضور داشته‌اند. جمع‌های ۵۰ یا ۶۰ نفری داشته‌ایم. همین افراد نمایندگان گروه‌های خودشان هستند. بیم‌ها و امید‌ها حاصل ساعت‌ها، هفته‌ها و ماه‌های متوالی بررسی و تحلیل شرایط است. از شهریور و مهر سال گذشته این برنامه در حال طراحی و بررسی است. طیف گسترده‌ای از جوانان و زنان و گروه‌های باسابقه و… نشسته‌اند و شرایط را مورد مطالعه قرار داده‌اند. تیمی که مستقلا روی برنامه کار کرده‌اند، تیمی بسیار کاردان و باتجربه است. امثال آقایان دکتر ستاری فر و نجفی مشخصا از کسانی هستند که روی برنامه‌های ملی کار کرده‌اند و تخصصشان برنامه‌ریزی‌هایی از این دست است. این برنامه بسیار فراگیر بوده، دیدگاه‌ها حداکثری بوده‌اند. تمام سناریوهایی را که شما می‌گویید قبول داریم و روی آنها کار کرده‌ایم. نمی‌خواهم بگویم وضعیت خیلی خوب است ولی می‌خواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم. نه بگوییم وضعیت خیلی سیاه است که همه دچار یأس و سرخوردگی شوند و نه بگوییم همه چیز خیلی عالی است که خوش‌خیالانه به موضوعات بنگریم.

شما اسم آن را تعامل می‌گذارید اما در واقعیت منتظر اجازه هستید.

چراغ سبز لزوما به معنی اجازه نیست. برای اصلاح‌طلبان چراغ سبز به معنی امکان تعامل و تاثیرگذاری روی روندهاست و نه اجازه گرفتن؛ امکان اینکه آیا حضور اصلاح‌طلبان می‌تواند به تعامل و همراهی منجر شود یا نمی‌تواند. باید قبول کرد نیروهای تندرویی هستند که امکان تعامل را از بین می‌برند و این نیرو‌ها دقیقا در مقابل اصلاح‌طلبی ایستاده‌اند. افرادی هستند که منافعشان در تخریب و تقابل با اصلاح‌طلبان گره خورده است. افرادی که هزینه‌هایی هم داده‌اند و الان نمی‌خواهند با حقیقت کنار بیایند. جریان اصلاحات مگر چه گفت؟ حرف‌های آنها مبتلابه جامعه امروز است. اصلاح‌طلبان که قصد حذف کسی را نداشتند. نمی‌خواستند با تفکر خاصی مقابله کنند. الان هم برای تقابل با دولت قبل از خودشان یا تفکر قبل از خودشان به میدان نیامده‌اند بلکه برای تقابل با ناکارآمدی، بیکاری، فساد مالی و اداری، دروغ و تهمت و بی‌اخلاقی آمده‌اند. برای تقابل با مشکلاتی که گریبان کشور را گرفته‌اند، آمده‌اند. اصلاح‌طلبان برگ‌های برنده زیادی دارند. نشان داده‌اند کارآمدی و سلامت نفس بالایی دارند. دولت ۸ ساله اصلاحات مخصوصا در مقایسه با دوران بعد از خودش از کارایی بالایی برخوردار بود. این فساد مالی که وجود دارد اصلا وجود نداشت یا در این اشل مطرح نبود. بی‌قانونی و فرار از قانون اساسا وجود نداشت. نمی‌توانید یک مورد شکایت مجلس یا دیوان محاسبات را بیابید که در آن دولت اصلاحات متهم شده باشد که قانون را قبول نداشته است. این مساله در دولت اصلاحات اساسا قابل تصور نبود. اگر هم خطایی وجود داشته، می‌توان آن را بر اساس حکمرانی خوب محاسبه کرد که هیچگاه از آن نرم قابل قبول، بد‌تر نبوده است. در دوران اخیر این درصد خیلی زیاد شد. وقتی قانون را نفی می‌کنیم اولین اتفاقی که می‌افتد این است که جامعه را از این میراث مشترک دور می‌کنیم. در این دولت، هم زمان برنامه توسعه چهارم و شوراهای عالی کنار گذاشته شد.

گفتند برنامه توسعه چهارم را خمیر می‌کنیم.

متاسفانه این حرف را زدند. شوراهای عالی را منحل کردند. شورای پول و اعتبار و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را از بین بردند. وقتی این اتفاق افتاد عده‌ای از همفکران دولت و خود اصولگرایان سکوت کردند. اگر‌‌ همان جا محکم موضع می‌گرفتند و تفکرات حزبی شان را در اولویت نمی‌گذاشتند، این اتفاقات نمی‌افتاد. درست است که خطا طبیعی است اما خطا هم درصد دارد. از هر خطایی تا درصد و اندازه‌ای می‌توان چشم پوشید و آن را به حساب اشتباهات طبیعی گذاشت. این اتفاقات ریز و درشت باعث شده تا اصلاح‌طلبان برای کمک به کشور و از بین بردن مشکلات موجود وارد شوند و از خطاهای موجود با بی‌تفاوتی عبور نکنند.

اصلاح‌طلبان هنوز برای اجماع روی یک نفر در انتخابات ریاست‌جمهوری نتوانسته‌اند تصمیم بگیرند حالا شما می‌خواهید لیست۳۱ نفر برای شورا‌ها بدهید؟ این خیلی خوش بینانه نیست؟

هیچ مشکلی نداریم. این لیست آماده است و از همه ظرفیت‌های موجود استفاده کرده‌ایم. مردم تجربه مثبت دوران اصلاحات را هنوز در خاطر دارند و نسبت به آن اقبال نشان می‌دهند.

اصلاح‌طلبان حتما باید در انتخابات شرکت کنند و آن را به عنوان راهکار ببینند تا بتوانند اصلاحات را انجام بدهند؟

فرآیند انتخابات بیش از هر چیزی برای جریان اصلاحات اهمیت دارد. نفس رسیدن به اجماع که در سطح نخبگان اتفاق افتاده است، برای ما خیلی مهم است. البته طیف وسیع‌تر جریان اصلاحات هنوز سوالات بسیاری دارد. دشواری این مسیر آن است که خیلی سخت است به اجماع رسید. باید بار‌ها و بار‌ها این بحث‌ها را گفت و تکرار کرد و سوالات را جواب داد و مشکلات را گفت. اما خوبی اش این است که فصل مشترکی مبتنی بر فهم مشترک حاصل می‌شود. در پی به دست آمدن این فهم است که آن فرآیند برای اصلاح‌طلبان اهمیت می‌یابد چراکه ما را به سطح بالاتری از درک اجتماعی و سیاسی می‌رساند. این فرآیند بخشی از رسیدن به هدف است چون به آن اعتقاد داریم.

اما این پیروزی خیلی شخصی است و فقط به خود اصلاح‌طلبان مربوط می‌شود.

نه، اصلا اینطور نیست. اگر تبدیل به اتفاقی اجتماعی و کلی بشود، اصلا داخلی نیست. شما انتخاباتی که جریان اصلاحات در آن فعال بوده‌اند را بررسی کنید. انتخابات ۲خرداد و انتخابات سال ۸۸ دارای فرآیند بسیار مهمی بوده و از نظر پیوند اجتماعی مردم بسیار اهمیت داشت. شما نمی‌توانید بگویید انتخابات سال ۷۶ یا ۸۸ داخلی بود. حضور مردم باعث شد خیلی از مخالفین هم وادار به تفکر شوند. بخشی از جامعه نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه بی‌تفاوت هستند. بخشی دیگر هم راجع به موضوعات سیاسی خیلی فکر نمی‌کنند. هر دو این بخش‌ها به جریان رشد مردم سالاری آسیب می‌زنند. بنابراین باید کاری کرد که این بخش‌ها هم در تصمیم‌گیری‌ها حضور داشته باشند. مگر اصلاح‌طلبی چه می‌خواهد؟ تمام تلاش جریان اصلاحات برای آن است که عموم جامعه نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت نباشد. مضاف بر اینکه این تصمیم‌گیری با محک خود افراد انجام شود نه اینکه تحت تاثیر دیدگاه‌های دیگران صورت بگیرد. این اتفاق یک فرآیند است که در انتخابات حاصل می‌شود و واقعا هم برای ما اهمیت دارد. در کنار آن، نتیجه انتخابات را هم نمی‌توان نادیده گرفت. نتیجه انتخابات می‌تواند معادلات قدرت داخلی و بین‌المللی را مشخص کند بنابراین قطعا برای ما مهم است. البته در این شرایط اهمیت فرآیند کمتر از نتیجه نیست. ممکن است احتمال رسیدن به نتیجه مطلوب در بحث حصول قدرت برای جریان اصلاحات کمی سخت باشد اما مهم این است که فرآیند در اختیار ماست. طبیعی است که از فرصت انتخابات در طرح موضوعات و مشکلات، نقد شرایط و طرح راه حل‌ها و… استفاده کنیم. اساسا درگیر کردن مردم با مسائل جامعه دستاورد بزرگی است. تلاش اصلاح‌طلبان در آن است که آزادانه بگویند مثلا یک وعده انتخاباتی یارانه‌ای مساله‌ای نیست که رای‌دهندگان روی آن سرمایه‌گذاری کنند. به همین جهت است که فرآیند انتخابات برای ما اهمیت دارد چراکه مردم با مسائلی مانند شعارهای تهی انتخاباتی و وعده‌های خالی از حقیقت آشنا می‌شوند که البته این مسائل در پایین‌ترین حد اهمیت قرار دارد و تصمیم‌های کلان دیگری وجود دارد که مردم باید نسبت به آن درگیر شوند. همین الان نزدیک به زمان انتخابات، مسائلی مثل سهام عدالت چرا دوباره به صدر تبلیغات برگشته است؟ بالاخره از آن استفاده تبلیغاتی می‌کنند. در واقع سهام عدالت موضوع کلانی است که خیلی پیش از این باید روی آن فکر می‌شد و نسبت به آن برنامه‌ریزی کرد نه الان که دولت رو به پایان است. نزدیک به ۸ سال از دولت می‌گذرد، تازه یادمان آمده که سهام عدالت را چه کنیم؟ خب خیلی واضح است که استفاده تبلیغاتی آن هم اهمیت دارد. از این جهت است که واقعا روی فرآیند انتخابات اصرار داریم. همین الان اصولگرایان منتقد دولت می‌گویند از ارزش‌های دینی استفاده سیاسی می‌شود و از آن بهره‌برداری می‌کنند. خب آن موقع هم بهره‌برداری می‌شد لذا این سوال مطرح می‌شود چرا آن زمان سکوت کردند؟ آن زمان احساس می‌کردند باید با این رفتار دولت همراهی می‌کردند، پس سکوت کردند در حالی که اگر حق‌پذیر بودند و به دنبال حق بودند‌‌ همان موقع باید مخالفت می‌کردند و سخن حق را می‌گفتند. شما می‌گویید بحث شخصی است خب بیایید انتخابات سال ۷۶ را زیر و رو کنید و بگویید کجای کار منفعت شخصی اصلاح‌طلبان مطرح بود. کدام وعده انتخاباتی توسط اصلاح‌طلبان داده شد که از لحاظ مادی به نفع رای دهندگان بود؟ اینها کارنامه اصلاح‌طلبان است. هیچ امکاناتی در اختیار ستادهای آقای خاتمی نبود، سال ۸۴ هم وضعیت به همین نحو بود. هیچ منفعت مادی در رای دادن به آقای خاتمی وجود نداشت. با وجود اینکه بسیاری می‌دانستند رای به جریان اصلاحات برای آنها هزینه دارد اما از اصلاح‌طلبی دفاع کردند. اینها برای ما ارزش دارد و بحث داخلی اصلاح‌طلبی نیست بلکه مساله‌ای است که مشخصا بر سطح درک و شناخت مردم تاثیر می‌گذارد.

شما روی توان اصلاح‌طلبان و انسجام آنها تکیه می‌کنید. الان نزدیک به ۱۶ سال از عمر اصلاح‌طلبی می‌گذرد و انتخابات سال ۹۲ هم در پیش است اما اصلاح‌طلبان نتوانسته‌اند نیرویی در حد رئیس دولت اصلاحات تربیت و معرفی کنند که الان به مشکل بر نخورند. این ضعف محسوب نمی‌شود؟

اگر شرایط این ۱۶ سال، شرایطی عادی بود، می‌شد روی این مساله بحث کرد و خیلی جدی‌تر آن را مورد مطالعه قرار داد.

الان شما هیچ پشتوانه‌ای ندارید.

در نهاد حاکمیت افراد حق طلب که معیار‌هایشان الهی است، وجود دارند که با اصلاح‌طلبان همراهی می‌کنند.

اما این همراهی به روی کار آمدن دولت نهم و دهم باز می‌گردد. مخالفت با تصمیم‌های دولت باعث شد آنها با شما هم سخن بشوند.

این هم بخشی از قضیه است و آن را نفی نمی‌کنم، اما افرادی هستند که از بسیاری جهات شاید نتوانند خودشان را در ظاهر بروز بدهند ولی آن لحظه که زمان رای است، ترجیحشان را نشان می‌دهند. فکر می‌کنم برآیند مساله غیر از این است که شما می‌گویید. همین که با این همه دشواری هنوز تلاش می‌کنند و انرژی می‌گذارند، نشانه قوت و قدرت است. اگر این ۸ سال اوضاع خوب بود، حرف شما درست بود اما ۸ سال از این ۱۶ سال شرایط دشوار بوده است. به نظرم عرصه رقابت هنوز برای اصلاح‌طلبان در حد انتظار مهیا نیست. آنها در شرایط یک سویه و با حداقل امکانات تلاش کرده‌اند و از طرفی خودشان هم برای خودشان محدودیت‌هایی قائل شده‌اند؛ آنها در استفاده از ابزار قدرت و امکانات عمومی هیچگاه خودشان را محق ندانسته‌اند.

مساله این است از ابزاری که می‌توانستند استفاده کنند هم استفاده نکردند. شما از ظرفیت‌هایی مثل آیت‌ا…‌هاشمی یا آقای عسگراولادی چقدر استفاده کردید؟

اصلاح‌طلبان از ابزاری که در چارچوب‌های منطقی و قانونی خودشان بود استفاده کردند. آنها سختگیری زیادی در این مسائل دارند. ممکن است جاهایی همین سختگیری‌ها باعث شده تا اصلاح‌طلبان غفلت کنند و فرصت را از دست بدهند ولی می‌خواهم بگویم همین که با تمام مشکلات، امروز جریان اصلاحات به این نقطه رسیده که توانسته جلسات خودش را برگزار کند، به اجماع برسد و برنامه بدهد و مهم‌تر از آن، اینکه روحیه جریان اصلاحات حفظ شود، دستاورد بزرگی است. بالاخره هرچه زمان گذشته حقایق برای جامعه و حتی برای خود اصلاح‌طلبان بیشتر مشخص شده است. خیلی‌ها متوجه شده‌اند چیزی که اصلاح‌طلبان می‌گفتند خیلی هم بی‌ربط نبود. پیش‌بینی‌های ما با کمال تاسف درست از آب درآمده است. این اتفاقات باعث شده خیلی‌ها از جریان رقیب یا به جریان اصلاحات بپیوندند یا به آن ابراز تمایل کرده باشند.

چگونه برای انتخابات رقابت می‌کنید؟

در انتخابات ریاست‌جمهوری امکانات تبلیغاتی مساوی باید وجود داشته باشد. خوشبختانه کاندیدای حداکثری ما نیازی به تبلیغ ندارد و شناخته شده است. اما به طور کلی بزرگ‌ترین سرمایه ما، پایگاه‌های اجتماعی مردمی هستند. مردم سابقه ذهنی خوبی از اصلاح‌طلبان دارند و ارزیابی‌های مختلف این مساله را نشان می‌دهد، بنابراین از این جهت خیلی نگران نیستیم.

تمام این حرف‌ها در صورتی است که کاندیدای حداکثری شما حضور داشته باشد.

تا امروز که با شما صحبت می‌کنم، هنوز جواب منفی از ایشان نشنیده‌ایم بنابراین امیدواریم این اتفاق بیفتد. این مساله برای ما ارزشمند است و باعث روحیه دادن به اصلاح‌طلبان می‌شود. تمام این اتفاقات در راستای منافع ملی است و تلاش می‌کنیم افراد در راستای منفعت ملی به عرصه بازگردند و برای اتحاد و همبستگی و بازگرداندن زندگی شایسته تر به مردم تلاش کنند.

احتمال انتخابات سه قطبی خیلی زیاد است. این به نفع اصلاح‌طلبان است؟

واقعیت این است که انتخابات سه قطبی شده است. با این همه قطب دومی که از جریان دولت جدا شده در اتفاقاتی که منجر به شرایط کنونی شده است، سهیم است و نمی‌تواند خودش را تبرئه کند. اصلاح‌طلبان به عنوان جریان سیاسی، با آرمان‌ها و اهداف ملی و فراملی، کاندیدایی معرفی می‌کنند که نگاهی فرا‌تر از جریان اصلاحات دارد. اساسا بحث احیای اصلاح‌طلبی نیست بلکه بحث احیای روحیه جمعی و انسجام مردمی است. آن چیزی که برای ما ارزش دارد، ادامه تجربه خوب سال‌های اصلاحات است. قرار است این تفکر به میدان بیاید برای اینکه تمام توان ملی جمع شود و برای سرنوشت مردم این کشور به کار رود.

اصلاح‌طلبان نسبت به اتفاقات سال ۸۸ چه موضعی می‌گیرند؟

در این مورد خیلی بحث شده و بعد از گذشت این مدت حقانیت اصلاح‌طلبان در برخی از موارد ثابت شده است. پیش‌بینی‌های آنها و وضع موجود نشان داده که بیهوده نمی‌گفتند. در یک جمله می‌توانم بگویم آدم هوشمند کسی است که از مشکلات عبور کند، نه اینکه در بند آنها بماند. خیلی مظلوم واقع شدیم و تلاش می‌کنیم در همراهی با نظام از مشکلات پیش رو عبور کنیم. اصلا کاری به حرف‌هایی که زده می‌شود نداریم و تنها تلاش می‌کنیم بتوانیم در جهت منافع ملی در کنار مردم باشیم.

ایـــــران : April 30, 2013 at 04:58PM

آمار ضد و نقیض نشانه چیست ؟ طوفان ایدز در راه است؟

*****************************************
وزارت بهداشت: افزایش شمار مبتلایان به ایدز در ایران به ۲۶ هزار نفر

بیماری ایدز در ایران رو به گسترش است. آخرین آمار مربوط به مبتلایان به بیماری ایدز که نتیجه جمع‌بندی ارقام تا پایان سال ۱۳۹۱ است، نشان می دهد که شمار مبتلایان به ایدز در ایران افزایش داشته است. یعنی از حدود ۲۴ هزار نفر آمار مبتلایان در سال ۹۰ ، این رقم با دو هزار مورد افزایش ، به ۲۶ هزار نفر در سال ۹۱ رسیده است. (آمارهای مراکز مختلف در مورد مبتلایان به ایدز در ایران متفاوت و بیش از این رقم است.)

پیشتر رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در آذرماه ۱۳۹۱ گفته بود: «بر اساس آمارهای وزارت بهداشت» شمار افراد مبتلا به ایدز «بیش از ۹۰ هزار تن» برآورد شده است! در همین ماه، رییس مرکز بهداشت استان مرکزی تعداد مبتلایان به ویروس اچ‌آوی‌وی را حدود «۴۲ هزار و ۳۰۰ تن» اعلام کرد! این در حالی است که سال ۱۳۹۰ مرضیه وحید دستجری، وزیر پیشین بهداشت، گفته بود که حدود ۸۰ هزار بیمار مبتلا به ایدز در ایران وجود دارند!!

علت ابتلا به این ویروس به ترتیب فراوانی، تزریق با وسایل مشترک میان معتادان، رابطه جنسی، دریافت خون و فرآورده‌های خونی و انتقال از مادر به کودک بوده است. مقایسه آمار جدید با آمار پیشین حکایت از کاهش ابتلا به «اچ‌آی‌وی» از طریق تزریق و در مقابل، افزایش آن از طریق رابطه جنسی و انتقال از مادر به کودک بوده است.

بر اساس این آمار، شمار کسانی که در سال ۱۳۹۱ از طریق روابط جنسی به ویروس عامل بیماری ایدز آلوده شده‌اند، در جهشی قابل توجه، به یک‌سوم مبتلایان رسیده است. تا پایان سال ۱۳۹۱ از شمار کل مبتلایان به ویروس عامل بیماری ایدز، کمی بیش از ۸۹ درصد مردان و حدود ۱۰ درصد زنان هستند. آمار زنانی که به ویروس آلوده شده‌اند، نسبت به قبل حدود یک درصد بیشتر شده است.

به گفته مسئولان بهداشت ایران، در موج تازه ابتلا به ایدز که عامل گسترش آن روابط جنسی حفاظت نشده است، زنان بیش از گذشته آسیب خواهند دید. بیشترین گروه سنی مبتلایان، یعنی چیزی حدود ۴۶ درصد، در رده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال هستند. وزارت بهداشت ایران می‌گوید تا کنون بیش از ۵ هزار نفر در اثر ابتلا به ایدز در ایران از دنیا رفته‌اند.

پاییز سال گذشته وزارت بهداشت ضمن هشدار نسبت به افزایش ابتلا به بیماری ایدز از راه رابطه جنسی و همچنین کاهش سن ابتلا به ایدز در ایران که به گفته این وزارتخانه در مواردی در سنین ۱۱ تا ۱۳ نیز مشاهده شده است، اعلام کرد در صورت پی نگرفتن اقدامات موثر در زمینه پیشگیری، تا پنج سال آینده شاهد وقوع «موج سوم ایدز در ایران» خواهیم بود.

شایان ذکر است که این آمار تنها شامل افراد مبتلایانی است که تا به حال شناسایی شده اند! بسیاری معتقدند که آمار واقعی مبتلایان به این بیماری تا ۴ برابر ارقام مذکور و بیشتر هم می رسد.

و در آخر یادمان باشد که :

ایدز یک “بیماری” است، “جُرم” نیست. راه های پیشگیری و سرایت آن را یاد بگیریم و بدانیم که چگونه خود را از آلوده شدن به آن محافظت کنیم و در صورتی که با افراد آلوده به ویروس ایدز مواجه شدیم، با آنان مانند یک “بیمار” و نه مانند یک “مجرم” رفتار کنیم و بدانیم برخورد صحیح با آنان چگونه باید باشد.

به این سایت نیز سر بزنید و آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:
http://iranhiv.com/

با سپاس
سه شنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
ایـــــران

فعالان کارگری در گفت‌وگو با «شرق» مطرح کردند: افزایش دوبرابری بیکاری زنان

فعالان کارگری در گفت‌وگو با «شرق» مطرح کردند: افزایش دوبرابری بیکاری زنان
workers فعالان کارگری در گفت‌وگو با «شرق» مطرح کردند: افزایش دوبرابری بیکاری زنان

طراحی پوستر: محسن موسوی

فاطمه جمال‌پور: «بیکاری زنان طی هشت سال گذشته و در طول دولت‌های نهم و دهم دو برابر شده است. نرخ اشتغال کارگران زن نسبت به کل آمار کارگران در سال‌های اخیر از ۱۵ تا ۱۷‌درصد در نوسان است؛ آماری که در عین افزایش ورود زنان به بازار کار، تغییر نکرده است.» حسین محجوب، دبیرکل خانه کارگر، با اعلام این خبر به «شرق» می‌گوید: «خانه‌ کارگر مرجع رسمی اعلام نرخ اشتغال و بیکاری نیست؛ اما بیکاری، به‌خصوص درباره زنان، افزایش یافته است و آمار رسمی مرکز آمار می‌گوید بیکاری زنان در سال‌های اخیر دو برابر شده است.»
حسن صادقی، معاون دبیرکل خانه‌کارگر، درباره اعلام نشدن آمارهای رسمی در زمینه بیکاری زنان و وضعیت اشتغال آنها به «شرق» می‌گوید: «دولت فعلی نسبت به سایر دولت‌ها پنهان‌کار است و این موضوع سبب شده تا گروه‌های اجتماعی روابط کار نتوانند آمار دقیقی از نرخ بیکاری و دسته‌بندی آن به دست آورند.» وی ادامه می‌دهد: «اما به‌طور کلی شرایط کار به سمت کارهای سخت و افزایش ساعات کار سوق یافته، میزان اخراج زنان افزایش یافته و قدرت جذب مردان بیشتر شده است.»
صادقی تاکید می‌کند: «اینها همه سبب شده تا استثمار کارگران زن افزایش یابد و حتی در کارگاه‌های کوچک مشاهده می‌شود که کارگران زن، کار مشخص و تعریف‌شده‌ای ندارند و از شاگردپادویی تا دگمه‌زنی و دوخت و… را انجام می‌دهند و این شرایط، بهره‌برداری و سوءاستفاده از کارگران زن نسبت به مردان را افزایش داده است.» اینها همه در حالی است که در سال‌های اخیر احمدی‌نژاد وعده‌های مختلفی در حمایت از زنان شاغل داده است. حالا گوش زنان از وعده‌های احمدی‌نژاد پر شده است؛ از وعده افزایش مرخصی تا نیمه وقت شدن کار و غیره. وعده‌هایی که نه‌تنها برای آنها نان نشده، بلکه دودش به چشم آنها رفته است. بدبینی و کم‌تمایلی کارفرمایان کارگاه‌های مشمول قانون کار نسبت به استخدام زنان، در اولویت‌های بعدی قرار‌گرفتن زنان در استخدام‌ها نسبت به مردان و در عوض آن، در اولویت اخراج‌ها و تعدیل‌ها قرار گفتن، تبعات این وعده‌های ریاست‌جمهوری برای زنان بوده است؛ آن هم در شرایط تعطیلی پرتعداد کارگاه‌ها.
پروین محمدی، عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران، نیز دراین‌باره به «شرق» می‌گوید: «درست است که آمار رسمی از دوبرابرشدن آمار بیکاری کارگران زن حکایت می‌کند، اما این موضوع سبب شده است که کارگران اخراج‌شده به سمت کارگاه‌های زیر پنج نفر و کارگاه‌هایی سوق یابند که از شمول قانون کار خارج است؛ ساعات‌های طولانی کار را متحمل شوند و وضعیت معیشتی خانواده‌های فرودست و اعتیاد و اقتصاد بحرانی موجب شده زنان بیشتری سرپرست خانوار شده یا وارد بازار کار شوند.» وی در ادامه تاکید می‌کند: «شرایط فعلی باعث سوءاستفاده کارفرمایان از زنان شده است و در حال حاضر ۷۰درصد زنان کارگر در شرایط نامساعدی مشغول به کار هستند و این موضوع شامل زنان تحصیلکرده شاغل در بیمارستان‌ها، معلمان حق‌التدریس و ساعتی مراکز آموزشی هم می‌شود و حتی دختران لیسانسه با ساعتی ۱۵۰۰تومان مزد، تدریس و بدون بهره‌مندی از بیمه مشغول به کار هستند.»
محمدی در ادامه می‌گوید: «بسیاری از تولیدی‌های لباس دارای چنین شرایطی هستند و به‌راحتی از زیر بار قانون کار شانه خالی می‌کنند.» به گفته این عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران میانگین حقوق این کارگران ۲۰۰ تا ۲۵۰‌هزارتومان و ساعات کاری آنها بیش از ۱۰ ساعت است و حتی در برخی از این کارگاه‌ها کارفرما میزان تولید را ملاک خروج روزانه کارگران قرار می‌دهد.